سديد الدين محمد عوفى

626

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بودم « 1 » در اثناى راه به در صومعهء زاهدى رسيدم « 2 » استقبال كرد و مرحبا گفت و گفت : روز « 3 » بيگاه است و درين نزديكى آبادانى نيست كه آنجا نزول فرمايى ، امشب « 4 » هم اين جايگاه ، « 5 » بياساى تا ما به جمال تو مؤانست حاصل كنيم « 6 » . پس به صومعهء او نزول كردم « 7 » و او را « 8 » اسباب ضيافت مهيا بود « 9 » ، و اسب مرا بر آخر بست و جو و كاه آورد « 10 » و طعامى پاكيزه حاضر كرد ، و چون تناول كرده شد زاهد تا يك پاس از شب « 11 » پيش من نشسته بود و از هر نوع حكايت مىكرد ، و چون هنگام خواب آمد زاهد « 12 » متوضا مرا نشان داد كه اگر حاجت بود معلوم باشد . و چون باعث « 13 » نفسانى پديد آمد بدان موضع شدم « 14 » . بر « 15 » در متوضا بوريائى انداخته بود و قدم درگذاردم ، زير بوريا خالى « 16 » بود . ناگاه « 17 » بر زمين افتادم و كوفته شدم . اما خداى عزوجل مرا نگاه داشت كه عضوى از اعضاى من نشكست . برخاستم « 18 » و زاهد بر اثر من سنگهاى گران انداختن گرفت چندانكه اگر از آنها يكى به من رسيدى هلاك شدمى و من « 19 » چون آن را

--> ( 1 ) - مپ 2 : با خود داشتم ( 2 ) - مپ 2 و مج + زاهد مرا ( 3 ) - مپ 2 - روز ( 4 ) - مپ 2 - كه آنجا نزول فرمايى امشب ( 5 ) - مج : اينجا ، مپ : اين جايگه ( 6 ) - مپ 2 - تا ما به جمال تو . . . كنيم ( 7 ) - مج : كرديم ( 8 ) - مپ 2 - را ، مج - او را ( 9 ) - مج : مرتب گردانيد ( 10 ) - مپ 2 - و جو و كاه آورد ، مج : و دانه و كاه پيش آورد ( 11 ) - مپ 2 + بگذشت ( 12 ) - مج : خواب زاهد درآمد + راه ( 13 ) - متن : مساعت ، مج : به باعث + حاجت ، بنياد : ساعتى برآمد حالت ، تصحيح متن قياسى است ( 14 ) - مپ 2 : به قضاى حاجت آنجا رفتم ( 15 ) - مپ 2 - بر ( 16 ) - مج : چاهى ( 17 ) - مپ 2 - ناگاه ( 18 ) - مپ 2 - اما خداى . . . برخاستم ( 19 ) - مپ 2 و مج - من